توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٠ - تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر
يكتم ايمانه من آل فرعون ( فلم يفهم انّه) اى ذلك الرجل كان ( منهم) اى من آل فرعون.
و الحاصل انه ذكر للرجل ثلاثة اوصاف انه مؤمن، و من آل فرعون، و يكتم ايمانه، قدم الاول اعنى مؤمن لكونه اشرف ثم الثانى لئلا يتوهم خلاف المقصود ( او) لان فى التأخير اخلالا ( بالتناسب كرعاية الفاصلة نحو قوله تعالى: فاوجس فى نفسه خيفة موسى ) بتقديم الجار و المجرور و المفعول على الفاعل لان فواصل الاى على الالف.
ترجمه
تقديم برخى از معمولات بر بعضى ديگر
مصنف گويد:
و تقديم برخى از معمولات فعل بر بعضى ديگر بخاطر آن است كه اصل در آن تقديم بوده و هيچ مقتضى براى عدول از آن وجود ندارد همچون فاعل در مثال: ضرب زيد عمرا.
شاهد در [زيد] است كه فاعل بوده و بر [عمر] كه مفعولست مقدّم شده زيرا اصل در فاعل آن است كه بر مفعول مقدم شود و چون در مثال مذكور هيچ مقتضى براى عدول از اين اصل وجود ندارد لاجرم فاعل لازم است طبق اصل اول آمده و مفعول مؤخر از آن بيايد.
و نيز مانند مفعول اول در مثال: اعطيت زيدا درهما.
شاهد در [زيدا] استكه مفعول اول براى [اعطيت] بوده و بملاحظه اصلش كه مبتداء بوده تقدمش بر مفعول دوم يعنى [درهما] لازم است و چون مقتضى براى عدول از اين اصل وجود ندارد لاجرم مقدم آمده.
يا تقديم بخاطر آنست كه ذكر معمول مقدم اهم از مؤخر است مانند